راهنمای جامع ورود به کارهای پژوهشی در سرطان
پژوهش در سرطان، یکی از حوزههای پژوهشی است که طیف وسیعی از دانشجویان به فعالیت در آن علاقهمند هستند. در کنار علایق زیادی که این افراد به فعالیت علمی در سرطان دارند، معمولا اکثر آنها با شکستهای پی در پی مواجه میشوند. شکستهایی که انگیزه فعالیتهای بعدی را در آنها از بین میبرد. با توجه به این موضوع، تصمیم به نگارش یک راهنمای جامع برای پوشش تمام نکاتی که ابتدای ورود به کارهای پژوهشی در سرطان لازم است بدانید، گرفتیم. امید که با مطالعه این راهنما، بتوانید تصمیمگیری بهتری را برای ورود به این مسیر داشته باشید و گامهای خود را در جای درستتری قرار دهید. این راهنمای جامع هم برای دانشجویان کارشناسی و هم برای دانشجویان مقاطع دیگر که قصد دارند وارد دنیای پژوهش شوند، مفید و کاربردی است.
مشاهده ورژن ویدئویی این مقاله
پژوهش در سرطان واقعا چیست؟
برخلاف باور بسیاری از افراد که هنوز وارد دنیای پژوهش های مرتبط با سرطان نشدهاند، کار پژوهشی در سرطان، فقط تلاش برای درمان این بیماری نیست. کار پژوهشی در سرطان به مجموعهای از فعالیتهای علمی گفته میشود که هدف آنها درک بهتر مکانیسمها و چگونگی وقوع این بیماری، روشهای پیشگیری، بررسی اپیدمیولوژی، یافتن روشهای دقیقتر تشخیص، مدیریت بهتر بیماری، توسعه درمانهای موثرتر و بسیاری موارد دیگر است. سرطان یک بیماری واحد نیست، بلکه نامی است که به گروه بزرگی از بیماریها گفته میشود که ویژگی مشترک آنها، رشد کنترل نشده سلولهاست. به همین دلیل پژوهش در سرطان حوزهای بسیار گسترده و میانرشتهای محسوب میشود. همین امر سبب شده است که برخلاف بسیاری بیماریهای دیگر، هم رشتههای علوم پزشکی و هم رشتههای غیر پزشکی و حتی فنی مهندسی، در جهت انجام مطالعات پیرامون سرطان اقدام کنند که خود موضوعی مهم به شمار میرود.
پژوهش در سرطان معمولا در چند سطح مختلف انجام میشود. رشتههای زیستی و پزشکی، بیشتر از جنبه درک چگونگی کارکرد بیماری و مدیریت و درمان آن مطالعاتی را انجام میدهند و رشتههای غیرپزشکی، بیشتر از جنبه ارائه ابزارهایی برای مطالعه بهتر بیماری تلاش میکنند. به طور مثال، پژوهشگران علوم زیستی، با مطالعه الگوی بیان ژنهای مختلف در سرطان، سعی در درک چگونگی رخداد بیماری دارند و پژوهشگران علوم کامپیوتر، با ارائه ابزارهایی جهت تحلیل دادههای سرطان، مدلسازیهای مختلف و کارهایی از این دست، به درک بهتر این بیماری توسط سایرین کمک میکنند. و هریک از شاخههای پزشکی و غیرپزشکی، خود انبوهی رویکرد مطالعاتی را دربرمیگیرند.
برای درک بهتر، میتوان پژوهش در سرطان را شبیه حل یک پازل بزرگ در نظر گرفت. البته پازلی که فقط قطعات را به شکل افقی کنار هم قرار نمیدهد. پازل مورد بحث ما علاوه بر هزاران قطعهای که کنار هم قرار میگیرند، دارای چند ده صفحه نیز هست که روی هم به شکل عمودی قرار گرفتهاند (هریک از این صفحات خود هزاران قطعه دارد). هریک از این صفحات چند هزار قطعهای، اشاره به رشتههای تخصصی خاص دارد و هر مطالعه علمی فقط یک قطعه کوچک از این پازل را روشن میکند. در اینجا هریک از صفحات پازل که روی هم قرار گرفته را به شکل Transparent یا شفاف تصور کنید. یعنی برای رسیدن به تصویر نهایی، لازم است هم هزاران قطعه هر صفحه به درستی کنار هم قرار گیرند و هم تمامی صفحات شفاف روی هم قرار گیرند تا ما را به یک تصویر کلی و دقیق از این بیماری برسانند. علت این امر هم به پیچیدگی بیش از حد بیماری سرطان برخلاف بسیاری بیماریهای دیگر برمیگردد. بیماریای که از عصر باستان انسانها را درگیر خود کرده و هنوز یک راهحل قطعی برای درمان و مقابله با آن وجود ندارد.
برای درمان این بیماری، چگونگی وقوع آن، پیچیدگیهای تکاملی که دارد و بسیاری موارد دیگر باید مطالعه شوند تا ما را به یک تصویر خوب از این بیماری برسانند. علاوه بر پیچیدگی ذاتی سرطان، باید گفت که این بیماری، بسیار هتروژن بوده و فرد به فرد میتواند علایم و خواص متفاوتی را از خود نشان دهد و همین موضوع یک چالش بسیار بزرگ به چالشهای قبلی اضافه میکند.
برای سالیان طولانی، دانشمندان و پژوهشگران در سراسر دنیا، با خلق سوالهای پژوهشی مختلف در مورد بخشی از این بیماری، اقدام به طراحی و پیادهسازی مطالعاتی نمودهاند که ما را به درک امروز نسبت به سرطان رساندهاند. زیستشناسان مولکولی، با مطالعه بر فعل و انفعالات درون سلولی و تعاملات مولکولهای زیستی سعی در پاسخ به سوالات پیرامون این بیماری داشتهاند. بیوشیمیستها با تلاش بر درک ساز و کار مسیرهای مختلف بیولوژیکی، ایمونولوژیستها با تلاش بر فهم چگونگی فرار سلولهای سرطانی از سیستمایمنی و طراحی اقداماتی برای معرفی سلولهای سرطانی به سیستم ایمنی گامهای بزرگی را در جهت فهم بهتر بیماری برداشتهاند. بیوتکنولوژیستها و داروسازان، با طراحی داروهای بیولوژیکی و هدفمند، پا را از درمان سیستمی همراه با عوارض زیاد فراتر گذاشته و سعی داشتهاند روند درمانی را برای بیمار قابل تحملتر و البته موثرتر کنند. متخصصین تغذیه، با مطالعه بر رژیمهای غذایی که باعث پیشبرد یا کنترل بیماری میشوند و بررسی نقش مواد غذایی در بروز یا پیشگیری از انواع سرطان، تلاش کردهاند تا از زاویهای متفاوت به کنترل این بیماری کمک کنند. اپیدمیولوژیستها نیز با مطالعه الگوهای بروز سرطان در جمعیتهای مختلف، عوامل خطر، سبک زندگی و شرایط محیطی را بررسی کردهاند تا بتوانند راهکارهایی برای پیشگیری و تشخیص زودهنگام ارائه دهند.
در این میان، نقش رشتههای فنی و مهندسی نیز در سالهای اخیر بهطور چشمگیری پررنگ شده است. مهندسان پزشکی با طراحی و توسعه ابزارهای تصویربرداری پیشرفته مانند MRI، CT و PET اسکن، امکان مشاهده دقیقتر تومورها و پیگیری روند درمان را فراهم کردهاند. نانوتکنولوژیستها، راهکارهایی برای رساندن داروها بهصورت هدفمند به سلولهای سرطانی ارائه دادهاند؛ بهگونهای که دارو مستقیما به بافت توموری برسد و آسیب به سلولهای سالم به حداقل برسد. در حوزه مهندسی کامپیوتر و علوم داده، پژوهشگران با توسعه الگوریتمهای یادگیری ماشین و هوش مصنوعی تلاش کردهاند الگوهای پیچیده موجود در دادههای زیستی و پزشکی را شناسایی کنند. مهندسان نرمافزار نیز با طراحی پایگاههای داده بزرگ زیستی و ابزارهای تحلیل داده، امکان مطالعه میلیونها داده ژنتیکی، بالینی و مولکولی را فراهم کردهاند؛ دادههایی که بدون ابزارهای محاسباتی پیشرفته عملا قابل تحلیل نبودند.
تمام این تلاشها نشان میدهد که پژوهش در سرطان، تنها متعلق به یک رشته خاص نیست؛ بلکه حاصل همکاری گسترده میان رشتههای مختلف علمی است. در واقع، پیشرفتهای بزرگ در فهم و درمان سرطان اغلب در نقطه تلاقی چندین رشته مختلف اتفاق میافتند؛ جایی که زیستشناسی، پزشکی، مهندسی، علوم داده و حتی علوم اجتماعی در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا یکی از پیچیدهترین چالشهای پزشکی عصر حاضر را بهتر درک کرده و راهی برای مقابله با آن بیابند.
یک پروژه پژوهشی در سرطان چگونه انجام میشود؟
بسیاری از دانشجویان وقتی به پژوهش در سرطان فکر میکنند، تصویری از یک آزمایشگاه، دستگاههای پیچیده و آزمایشهای علمی عجیب و غریب در ذهن دارند. این تصویر تا حدی درست است، اما واقعیت کامل را نشان نمیدهد. بخش بزرگی از کار پژوهشی در سرطان در واقع قبل از شروع آزمایشها اتفاق میافتد. اگر شما به انجام یک آزمایش و کارهای عملی، به عنوان کار پژوهشی فکر میکنید، در واقع شما دنبال پژوهشگر شدن نیستید و تنها به دنبال انجام کار اپراتوری هستید. موقعیت شغلی پژوهشگری به واسطه شبکههای اجتماعی و محتوای نامناسب و نیز انتقال نادرست مفاهیم در دانشگاه، به اشتباه چنین تصویری را در ذهن دانشجویان خلق کرده است. در واقع پژوهشگران زمان زیادی (تقریبا اکثر زمان خود) را صرف فکر کردن، مطالعه مقالات، طراحی سوال پژوهشی و طراحی یک روش کار، برای پاسخ به آن سوال میکنند. مرحله کار عملی و آزمایشگاهی، تنها برای اثبات فرضیه بوده و این طراحی آزمایش و روش کار قسمت اصلی و سخت کار یک پژوهشگر است. وگرنه با داشتن پروتکل رسیدن به پاسخ یک سوال، هرکسی با کمی تمرین میتواند به یک نتیجه دست پیدا کند. پس اگر قصد دارید پژوهشگر شوید، به این موضوع باور پیدا کنید که کار شما مطالعه و طراحی آزمایش برای پاسخ به سوالات پژوهشی است که درگیر آن میشوید.
آنچه دانشجویان معمولا نمیبینند، مرحلههای فکری، طراحی و تحلیلی یک پروژه پژوهشی است. پشت هر مطالعه علمی چه در سرطان و چه در سایر حوزهها، معمولا ماهها مطالعه و بررسی منابع علمی، طراحی پروژه و برنامهریزی برای انجام آزمایشات طراحی شده قرار دارد. برای درک بهتر، میتوان مراحل یک پروژه پژوهش در سرطان را به صورت ساده بررسی کرد. در ادامه این مراحل را با یک مثال فرضی توضیح میدهیم.
۱) پیدا کردن سوال پژوهشی (یا ایده مطالعه)
هر پروژه پژوهشی با یک سوال علمی و پژوهشی مشخص، شروع میشود. این سوال باید دقیق، قابل بررسی و مرتبط با یک مشکل علمی واقعی باشد. برای مثال فرض کنید پژوهشگران متوجه شدهاند که در برخی بیماران مبتلا به سرطان ریه، یک ژن خاص بیش از حد فعال است. یک سوال پژوهشی میتواند این باشد: آیا فعالیت بالای این ژن باعث افزایش رشد سلولهای سرطانی میشود؟
پرسشهای پژوهشی معمولا از نتایج مطالعات قبلی، مشاهدههای بالینی یا شکافهای موجود در دانش علمی به دست میآیند. بنابراین، برای پژوهشگر شدن لازم است به مطالعه همیشگی و پیوسته متون علمی عادت کرده تا بتوانید پرسشهای پژوهشی و ایدههای کاربردی و جذابی را پیدا کنید.
۲) مرور مقالات علمی
پس از شکلگیری سوال پژوهشی، پژوهشگر باید بررسی کند که درباره این موضوع قبلا چه پروژههایی انجام شده است. این مرحله به نام مرور ادبیات علمی یا Literature Review شناخته میشود. در این مرحله، پژوهشگر مقالات علمی منتشرشده در مجلات علمی مرتبط را به واسطه سرچ علمی بررسی میکند. هدف این است که مشخص شود:
- آیا این سوال قبلا بررسی شده است؟
- چه روشهایی در مطالعات قبلی استفاده شدهاند؟
- چه بخشهایی هنوز پاسخ مشخصی ندارند؟
در مثال ما، پژوهشگر مقالاتی را بررسی میکند که درباره نقش این ژن در سرطان ریه یا سایر سرطانها منتشر شدهاند.
۳) طراحی فرضیه
پس از مطالعه مقالات، پژوهشگر یک فرضیه علمی مطرح میکند. فرضیه در واقع یک پاسخ احتمالی به سوال پژوهشی است که باید با دادههای تجربی آزمایش شود. برای مثال فرضیه میتواند این باشد: افزایش فعالیت این ژن باعث افزایش تکثیر سلولهای سرطانی ریه میشود. فرضیه باید به گونهای طراحی شود که بتوان آن را با آزمایش یا تحلیل داده بررسی کرد.
۴) طراحی آزمایش
در این مرحله کار اصلی پژوهشگر که طراحی یک روش علمی برای رسیدن به پاسخ سوال پژوهشی است، شروع میشود. پژوهشگر تصمیم میگیرد چگونه فرضیه را آزمایش کند و اگر روش مطالعه مناسب و علمی نباشد، نتایج قابل اعتماد نخواهند بود. اعتماد به نتایج مطالعه توسط جامعه، به چگونگی به دست آمدن نتایج وابسته است. بنابراین، اگر روش کاری برای رسیدن به پاسخ استفاده شود که از کیفیت لازم برخوردار نیست و تمامی جنبههای مهم را در نظر نگیرد، قطعا به نتایج آن پروژه بعدا استناد نخواهد شد.
در مثال ما، پژوهشگر ممکن است به این نتیجه برسد که با انجام نمونه گیری، دو گروه از سلولهای سرطانی ریه را در آزمایشگاه بررسی کند:
- گروهی که فعالیت ژن در آنها افزایش داده شده است.
- گروهی که فعالیت ژن در آنها طبیعی است.
سپس سرعت رشد این دو گروه از سلولها با یکدیگر در آزمایشگاه مقایسه میشود.
۵) جمعآوری داده
پس از طراحی مطالعه، مرحله جمعآوری داده آغاز میشود. در این مرحله آزمایشها انجام میشوند یا دادههای مورد نیاز از بیماران، پایگاههای داده یا نمونههای آزمایشگاهی جمعآوری میشوند. در مثال ما، پژوهشگر رشد سلولها را در طول چند روز اندازهگیری میکند و دادههایی درباره تعداد سلولها یا سرعت تقسیم آنها ثبت میکند. این مرحله ممکن است هفتهها یا حتی ماهها طول بکشد.
همانطور که در ابتدا نیز اشاره شد، بسیاری از دانشجویان از پژوهش چنین تصویری در ذهن دارند. اینکه وارد آزمایشگاه شده و شروع به انجام کارهای آزمایشگاهی کنند. لازم به ذکر است که خیلی از پژوهشگران، بعد از ایدهپردازی و طراحی پروژه، خود اقدام به انجام آزمایشات مرتبط با آن نمیکنند و تنها بعد از برون سپاری و دریافت نتایج از سایر آزمایشگاهها و مراکز، اقدام به تفسیر نتایج میکنند. یا بسیاری از اساتید، کارشناسان و تیمهایی برای انجام کارهای آزمایشگاهی خود دارند. بنابراین، همانطور که تا اینجا بررسی کردیم، کار اصلی شما به عنوان پژوهشگر مواردی است که در بالاتر اشاره شد. البته که بسیاری از پژوهشگران نیز خود کارهای آزمایشگاهیشان را انجام میدهند، اما تنها انجام اپراتوری این کارها، شما را تبدیل به پژوهشگر نمیکند.
۶) تحلیل داده
پس از جمعآوری دادهها، مرحله تحلیل آغاز میشود. در این مرحله از روشهای آماری یا ابزارهای محاسباتی برای بررسی دادهها استفاده میشود. هر مطالعه، با توجه به ماهیت و اصول علمی خود، باید از روشهای استانداردی برای آنالیز و تحلیل دادههای خود استفاده کند. معمولا بسیاری از مطالعات به خصوص در بیولوژی و پزشکی، در این مرحله دچار نقص هستند. چرا که برای آنالیز و تحلیل نتایج، روشهای اشتباهی را انتخاب میکنند.
در مثالی که اشاره کردیم، هدف ما این است که با آنالیز نتایج، مشخص کنیم آیا تفاوت مشاهدهشده بین گروهها واقعی است یا ممکن است به صورت تصادفی ایجاد شده باشد. برای مثال اگر سلولهایی که ژن فعالتری دارند سریعتر رشد کنند، این نتیجه میتواند از فرضیه اولیه حمایت کند.
۷) نوشتن مقاله علمی
مرحله پایانی یک پروژه پژوهشی در سرطان یا سایر حوزههای علمی، نوشتن و انتشار نتایج مطالعه است. پژوهشگران معمولا نتایج خود را در قالب یک مقاله علمی مینویسند و آن را برای یک مجله علمی ارسال میکنند. نکته مهم این است که نگارش و انتشار یک مقاله علمی، صرفا ارائه گزارشی از کاری است که انجام شده. پس اگر این تصور را دارید که مقاله نویسی یعنی پژوهش، تصور شما اشتباه است. مقاله صرفا یک گزارش از کار علمی و پژوهشی است که در طی یک بازه زمانی انجام شده است.
مقالات علمی انواع مختلفی دارند و دو نوع مرسوم و معروف آن، مقالات اصیل و مقالات مروری هستند. تا اینجا صحبت ما پیرامون انجام یک پژوهش اصیل و انتشار مقاله آن بوده است. چرا که نگارش مقاله مروری برای فردی که در ابتدای مسیر پژوهشی است و هنوز با ادبیات علم و پژوهش آشنا نیست، بیشتر مضر است تا اینکه فایدهای برای علم داشته باشد. در مقاله علمی اصیل معمولا بخشهای زیر وجود دارند:
- مقدمه و توضیح مسئله پژوهش
- روش کار و چگونگی انجام مطالعه
- نتایج بهدستآمده
- بحث و تفسیر نتایج
پروژه شما بعد از ارسال برای یک مجله علمی و پس از بررسی و تایید توسط داوران علمی، منتشر میشود. انتشار نتایج باعث میشود سایر پژوهشگران بتوانند از یافتههای جدید استفاده کنند و تحقیقات بعدی را بر اساس آن طراحی کنند. تبریک میگویم! شما با انتشار این مقاله، علم جدیدی تولید کردید که هدف اصلی پژوهش است و این علم جدید، مبنایی برای انجام مطالعات بعدی خواهد شد.
یک دانشجوی تازهوارد، برای فعالیت پژوهشی در سرطان چه کارهایی میتواند انجام دهد؟
احتمالا اصلیترین موضوعی که با آن به عنوان یک دانشجوی مشتاق به فعالیت در حوزه سرطان، دستوپنجه نرم میکنید، این است که چه کارهایی را لازم است انجام دهید تا با موفقیت وارد این حوزه علمی شوید. نکاتی وجود دارد که عدم توجه به آنها میتواند عمر علمی شما را هدر دهد و آن هم رویای پردازی بیهوده و عجله برای نوشتن لیبل «پژوهشگر» در بایو شبکههای اجتماعیتان است. ورود به هر حوزهای از پژوهش باید از مسیر صحیح آکادمیک و صبوری جهت کسب تجربه باشد. اینکه از همین ابتدا بدون دانش و مهارت کافی، وارد تیمهای تحقیقاتی شوید که نیاز به نیرو دارند، باعث سردرگمی بیشتر شما نیز میشود. معمولا تیمهای تحقیقاتی علمی در دانشگاه، زمانی که فراخوانی را برای جذب نیرو میزنند، بسیاری از دانشجویان که هیچ تجربه و دانشی در کارهای علمی و پژوهشی ندارند، برای این موقعیتها اقدام میکنند و به هر شکلی که است، اگر آزمونی برای ورود به آن تیم داشته باشد، سعی میکنند با موفقیت آن را پشت سر گذاشته و به تیم بپیوندند. اما بعد از ورود به تیم، با انبوهی از کارهای تخصصی رو به رو میشوند که تازه باید برای یادگیری آن وقت بگذارند. رفتارهای آکادمیکی که از آن بیبهره هستند، باعث میشود اعتماد همتیمیهایشان را از دست داده و هم جایگاه خود و هم جایگاه افرادی که بعدا به آن تیم اضافه میشوند را به خطر میاندازند. البته در بعضی موارد که این فراخوانها جهت جذب کارآموز است و قرار است چیزی در کنار آنها یاد بگیرید، میتواند به تجربه خوبی منجر شود، اما در بسیاری موارد، هدف از این فراخوانها جذب نیروی کار پژوهشی است که برای یک فرد بیتجربه، میتواند روزهای آزار دهندهای را خلق کند. پس چه کنیم؟ بالاخره که باید وارد پژوهش شد. شما دو مسیر پیشروی خود دارید:
- فعالیت زیرنظر یک منتور یا سوپروایزر
- ورود به کارشناسی ارشد یا دکتری و انتخاب پایاننامه با موضوع سرطان
سریعترین و بهترین راهی که میتواند شما را در مسیر کار پژوهشی در سرطان قرار دهد، یکی از این دو مورد است. چرا که ممکن است به شکل پراکنده و بی هدف، با عضویت در انبوهی گروه پژوهشی، جهت کسب نتیجه و چاپ یک مقاله مدام تلاش کرده و دست و پا بزنید، اما بعد از گذشت سالها، حتی یکی از این پروژهها به نتیجه نرسد. خیلی اوقات حتی چنین تیمهای پژوهشی، خود از بنیان مشکل داشته و اگر بی تجربگی شما باعث آسیب دیدنتان نشود، بودن در چنین تیمهایی میتواند آسیبهای بدی را به مسیر علمی شما وارد کند.
انتخاب یک منتور یا سوپروایزر که تجربه کافی در زمینه پژوهش دارد، فارغ از اینکه شما در چه مقطعی از دانشگاه قرار دارید، میتواند باعث شود که در سریعترین زمان ممکنه، دانش خوبی پیرامون چگونگی انجام پروژههای پژوهشی به خصوص در سرطان، بیاموزید. این مدل فعالیت هم به شکل رایگان و هم به شکل غیررایگان در سراسر کشور وجود دارد و با انتخاب یک منتور یا سوپروایزر دانشگاهی، میتوانید وارد این دنیا شوید. البته اگر امکان شرکت در برنامههای با پرداخت هزینه را داشتید، به جهت تعهدی که این برنامه برای منتور ایجاد میکند، تجربه پژوهشی بهتری را کسب خواهید کرد. ما در دایا زیست فناوران، چند سالی است که انواع منتورشیپهای ۶ ماهه پژوهشی با موضوعات مختلف به خصوص سرطان را برگزار میکنیم و طبق تجربه، دانشجویانی که هیچ نگرشی نسبت به کار پژوهشی نداشتهاند، با شرکت در این برنامهها به جایگاه ذهنی مناسبی نسبت به فعالیت علمی اینچنینی، دست یافتهاند.
اگر دانشجوی کارشناسی هستید و مسیر اول برای شما امکانپذیر نبود، بهترین گزینه پیشرو تلاش برای ورود به مقطع بعدی است. اگر در پایاننامه ارشد یا دکتری خود موضوعات مرتبط با سرطان را انتخاب کنید، میتواند به جهت زمان خوبی که دارید، شما را برای ورود جدیتر به این حوزه، آماده کند. با توجه به مشکلات مرتبط با بودجه و البته تجربه تلخ بسیاری از اساتید از عدم مسئولیت دانشجویان قبلی، امروز راضی کردن یک استاد دانشگاهی برای همکاری پژوهشی پیرامون حوزههایی همچون سرطان، کمی دشوار است. اما اگر بحث پایان نامه باشد، میتوان با اساتید مختلفی که قصد همکاری با آنها را داریم، وارد مذاکره شد و یک راه مناسب برای ورود به پژوهشهای مرتبط با سرطان است.
طبق نکات گفته شده در این بخش، از فعالیت پراکنده با انبوهی پژوهشگر در ابتدای مسیر خود به شدت پرهیز کنید و تمرکز خود را بر ارتقا دانش و مهارت خود تا رسیدن زمان مناسب شروع کار پژوهشی بگذارید. جالب است بدانید، بسیاری از دانشجویان فعال در حوزه سرطان، تاکنون حتی یک کتاب پیرامون سرطان مطالعه نکردهاند و از روی هیجان یا اجبار وارد این حوزه شدهاند. بنابراین، شما اگر در ابتدای مسیر، زمان خوبی را صرف یادگیری موضوعات و مهارتهای مرتبط کنید، قطعا در آینده پژوهشی خود، بسیار موفقتر از درصد قابل توجهی از دانشجویان خواهید شد. در ادامه به بررسی موضوعاتی که تسلط به آنها میتواند فعالیت علمی شما در حوزه سرطان را تسهیل کند، خواهیم پرداخت.
برای ورود به پژوهش در سرطان چه موضوعاتی را فرا گیریم؟
دانش و مهارت مورد نیاز برای ورود به پژوهش مرتبط با سرطان، در سه دسته قرار میگیرد. همانطور که قبلتر اشاره شد، رشتههای تخصصی گوناگون به دلیل پیچیدگی سرطان، اقدام به انجام مطالعه و پژوهش بر روی این بیماری کردهاند. بنابراین، قرار نیست همگی یک لیست کاملا یکسان را آموزش ببینند. اما به صورت کلی، میتوان دانش و مهارتهای ضروری برای ورود به این حوزه را در سه دسته قرار داد:
- دانش و مهارت پایهای مرتبط با رشته تحصیلی
- درک ماهیت بیماری سرطان
- دانش و مهارتهای متمایز کننده
دانش و مهارت پایهای مرتبط با رشته تحصیلی:
اگر هنوز به ادبیات پایهای رشته خود مسلط نیستید، نه تنها به پژوهش فکر نکنید، بلکه به پژوهش در هیچ زمینهای نیاندیشید. فرض کنید یک بیولوژیست که تاکنون هیچ کتاب رفرنسی را مرتبط با رشته خود مطالعه نکرده است، وارد یک تیم پژوهشی شود که قصد دارند با مهار کردن مسیر PI3K/AKT/mTOR، جلوی پیشروی سرطان پستان را بگیرند. یا ریاضیدانی که هنوز موضوعات پایهای ریاضی دانشگاه را مطالعه نکرده، اما قصد دارد یک الگوریتم جدید را برای مدلسازی دینامیک سلول سرطانی، معرفی کند. کم نیستند دانشجویان با وضعیتی مشابه این مثالها که برای ورود به حوزههای پژوهشی، به خصوص پژوهش در سرطان، اصرار میورزند.
از آنجا که قرار است شما مرتبط با رشته تحصیلی و زاویه دید خود وارد پژوهش مرتبط با سرطان شوید، ضروری است که ابتدا بر روی افزایش دانش و مهارت مرتبط با رشته خود متمرکز شوید و ادبیات رشته دانشگاهیتان را به خوبی درک کنید. سپس با انتخاب یک مسیر تخصصی مناسب، وارد پژوهشهای سرطانی شوید. در این شرایط با تسلط و دانش کافی، بیشتر میتوانید برای جامعه علمی مفید واقع شوید.
درک ماهیت بیماری سرطان:
دسته دوم دانش و مهارت مورد نیاز، به درک ماهیت بیماری سرطان برمیگردد و مطالعه پیرامون این موضوع نیز وابسته به رشته تحصیلی شماست. اما به طور کلی، باید بدانید که سرطان چیست؟ چگونه ایجاد میشود؟ چه انواعی دارد؟ راههای تشخیص و درمان آن چیست؟ یا اگر وارد بخش تخصصیتری مانند تشخیص سرطان شدید، انواع روشهای تشخیصی موجود را با جزئیات مطالعه کنید. اینکه تا چه میزان در این موضوعات عمیق شوید، با توجه به رشته تحصیلی و میزان شدت فعالیت شما در سرطان میتواند متفاوت باشد. برای درک این بیماری، میتوانید از کتابهای رفرنس موجود یا آموزش سرطانشناسی دایا زیست فناوران استفاده کنید.
علاوه بر خود سرطان، مطالعه پیرامون بیولوژی و بیوشیمی، میتواند درک شما را نسبت به فعل و انفعالات درون سلولی افزایش دهد و از انبوهی کلیدواژه تخصصی موجود در حوزه سرطان، دگیر نخواهید نترسید. برای بیولوژی، کتاب زیستشناسی لودیش و برای بیوشیمی، کتاب دِولین یا هارپر یا لنینجر میتوانند مفید باشند. همچنین موضوعات مرتبط با سیستم ایمنی و جزئیاتی که دارد نیز به درک مفاهیم سرطان، کمک قابل توجهی میکند.
دانش و مهارتهای متمایز کننده:
گروه سوم فعالیتهایی که برای فعالیت در پژوهشهای مرتبط با سرطان به کمک شما میآید، دانش و مهارت تخصصی متمایز کننده است. مثلا اگر یک بیوتکنولوژیست یا بیولوژیست مولکولی هستید، داشتن دانش مرتبط با هوش مصنوعی و تلفیق آن با مطالعات سرطان، میتواند به یک مهارت رقابتی برای شما تبدیل شود. این مهارتهای متمایز کننده با جستوجو و بررسی مقالات تازهای که در مجلات معتبر منتشر میشوند قابل شناسایی است و طبیعتا برای هر رشته دانشگاهی متفاوتاند. اما با داشتن مطالعه پیوسته، میتوانید لیست خوبی از این مهارتها که مورد نیاز پژوهشهای نوین هست را شناسایی کنید. برای دانشجویان با پیشزمینه زیستی و پزشکی، مهارتهای بیوانفورماتیکی، برنامهنویسی زیستی و هوش مصنوعی پیشنهاد میشود چون در حال حاضر که نگارش این مقاله در حال انجام است، این مهارتها به پروژههای پژوهشی نوین و لبه علم، رنگ و رخساری جذاب میبخشند و تسلط به آنها میتواند به یک عامل متمایز کننده قوی تبدیل شود.
چطور اولین فرصت پژوهشی در حوزه پژوهش در سرطان را پیدا کنیم
همانگونه که پیشتر اشاره شد، برای ورود به پژوهشهای مبتنی بر سرطان به عنوان یک دانشجوی تازهوارد، بهتر است یا زیرنظر یک منتور یا به واسطه پایاننامه خود اقدام نمایید. اما فرض را بر این میگذاریم که شما تجربه آموزشی آغازین خود در پژوهشهای مرتبط با سرطان را گذراندهاید و حال زمان آن فرا رسیده تا به تیمهای پژوهشی واقعی اضافه شوید.
سرطان از آن دسته حوزههای پژوهشی است که طیف وسیعی از مراکز و تیمهای تحقیقاتی بر روی آن مطالعه انجام میدهند. شما میتوانید هم به شکل حضوری و فیزیکی و هم به شکل ریموت و آنلاین، با این تیمها همکاری داشته باشید. البته که پیشنهاد ما فعالیت حضوری است، زیرا در این شیوه همکاری، جدیت بیشتری وجود دارد و میتواند باعث شود شیوه همکاریهای پژوهشی بین افراد با تجربه را بهتر درک کنید. اما چطور فرصتهای پژوهشی را پیدا کنیم؟
طبیعتا دنبال کردن فراخوانهایی که در شبکههای اجتماعی و یا وبسایت مراکز منتشر میشود، یکی از بهترین راههاست. سعی کنید مراکز معتبر که کار پژوهشی واقعی و نه صرفا تولید مقاله بی کیفیت را انجام میدهند، شناسایی کرده و اخبار آنها را دنبال کنید. برای فهم اینکه آیا آن مرکز معتبر است یا نه، به تعداد مقالات اصیل منتشر شده در مجلات معتبر توسط تیمهای پژوهشی آن مرکز توجه کنید. اگر تمرکز آنها بر انجام پژوهشهای اصیل بیش از مقالات مروری است و مقالاتشان را در مجلات خوبی به چاپ میرسانند، پس میتوان به یک همکاری خوب امیدوار بود.
راه بعدی ورود به پروژههای پژوهشی، انجام مذاکره با اساتید و فعالین مرتبط است. شما میتوانید با ارسال ایمیل، پیام و یا صحبت حضوری با اساتیدی که قصد همکاری با آنها را دارید، شانس خود را برای ورود به پروژههای پژوهشی مرتبط با این حوزه امتحان کنید. البته که این مسیر کمی دشوار است چون طی سالیان اخیر، بسیاری از اساتید دانشگاهی، اعتماد خود را به دانشجویان برای انجام کار پژوهشی از دست دادهاند. همانطور که پیشتر اشاره شد، بسیاری از دانشجویان از سر هیجان وارد چنین همکاریهای میشوند و به جهت سختیهایی که این مسیر دارد، در نیمه راه بدون خداحافظی ارتباط خود را با پروژه قطع میکنند و همین امر باعث شکلگیری یک بیاعتمادی به دانشجویان تازه نفس شده است. همچنین هزینههای گزاف پروژههای آزمایشگاهی، عامل دیگری است که میتواند مانع از شکلگیری یک همکاری موثر شود. در اینجا مهارت شما در مذاکره، موضوع مهمی است. طبیعتا نباید دست خالی در جلسه مذاکره شرکت کرد و باید چیزی برای ارائه داشت و برای شما به عنوان یک دانشجوی مشتاق و تازه وارد، بهترین ابزار مذاکره، مهارتهای متمایزکنندهای است که آن استاد و تیمش، از آن بیبهرهاند. اگر به موضوعات جدید و مهارتهای نوین (مانند هوش مصنوعی یا هر مهارت متمایزکنندهای مرتبط با رشته خود) مسلط باشید، احتمال اینکه اشتیاق بیشتری را از جانب استاد مورد نظر مشاهده کنید بسیار بیشتر خواهد شد. اگر بدون هیچ عامل تمایزی برای ارائه به جلسه مذاکره وارد شوید، احتمالا یا دنبال نخود سیاه فرستاده خواهید شد و یا با نه قاطع مواجه میشوید.
نکته بعدی که باید به آن توجه داشت، اگر قصد شروع فعالیت به شکل فیزیکی را دارید، به محل زندگی خود و شرایط شخصیتان نیز توجه داشته باشید. خیلی اوقات در جایی که هستید، ممکن است فرصتهای حضوری پژوهشی، ارزش وقت گذاشتن را نداشته باشند و همچنین با توجه به شرایط دیگر (هزینههای زندگی)، رفتن به یک شهر جدید برای انجام کارهای پژوهشی نیز ممکن است معقول نباشد. این نکته را در مورد همکاریهای آنلاین و ریموت نیز باید در نظر داشته باشید که نسبت به زمان و انرژی که قرار است صرف کنید و با توجه به وضعیت علمی و تجربه خود (هرچند اندک)، بهتر است با هر تیمی از سر هیجان وارد همکاری نشوید و روی انتخاب همکار وسواس زیادی به خرج دهید. چرا که تجربه یک همکاری تلخ و ناکام، میتواند تمام انگیزه و انرژی شما را برای ادامه دادن از بین ببرد.
شکلگیری همکاریهای پژوهشی به ارتباطات و شبکه کاری شما نیز وابسته است. اینکه بتوانید خود را پرزنت کنید و مهارت خود را به بقیه اثبات نمایید، موضوعی است که اعتماد به شما را افزایش میدهد. شرکت در کنگرهها، فعالیت و انتشار موضوعات علمی و نظراتتان در شبکههای اجتماعی مانند لینکدین، انجام مینیپروژههای مختلف، نگارش متون علمی مرتبط در یک وبلاگ و مواردی از این دست، همگی میتوانند به ساخت یک شبکه کاری و علمی خوب برای شما کمک کنند. طبیعتا انتظار نداشته باشید که این شبکه یک شبه ساخته شود و برای شکلدهی به آن لازم است با یک استراتژی خوب و گام به گام، طی چندین سال تلاش کنید.
اشتباهات رایج دانشجوها در شروع پژوهش در سرطان
ورود به پژوهش در سرطان میتواند تجربهای هیجانانگیز و سازنده باشد، اما بسیاری از دانشجویان در شروع مسیر دچار اشتباهاتی میشوند که روند یادگیری و پیشرفت آنها را کند میکند. آشنایی با این اشتباهات به شما کمک میکند از ابتدا مسیر واقعبینانهتر و موثرتری را انتخاب کنید. البته تا اینجا به چند مورد از این اشتباهات طی صحبتهای قبلی، اشاراتی صورت گرفته است، اما در اینجا از جنبه دیگری به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
۱) انتظار برای شروع با پروژههای بزرگ
یکی از متداولترین اشتبات این است که دانشجوها تصور میکنند باید از همان ابتدا پروژهای مستقل و بزرگ انجام دهند. در واقع ورود به پژوهش چه در حوزههای دیگر و چه در سرطان، برای دانشجویان تازه وارد، معمولا با کارهای کوچک شروع میشود؛ مثل کمک در جمعآوری داده، آمادهسازی نمونهها، یا مرور مقالات علمی. شروع با کارهای ساده نه نشانه ضعف، بلکه بهترین راه برای یادگیری عملی روش پژوهش است. بیشتر پژوهشگران موفق در آغاز مسیر خود همین مراحل پایه را طی کردهاند.
۲) نداشتن درک درست از زمان و پیچیدگی پژوهش
پژوهش در سرطان فرآیندی طولانی و اغلب غیرقابل پیشبینی است. بعضی دانشجویان انتظار دارند ظرف چند هفته به نتایج مهم برسند، در حالی که حتی یک آزمایش موفق ممکن است ماهها زمان ببرد. درک واقعیت زمانبر بودن پژوهش به شما کمک میکند ناامید نشوید و با دید بلندمدت به کار نگاه کنید.
۳) عدم مطالعه کافی پیش از شروع
پیش از هرگونه فعالیت عملی، ضروری است دانشجو مقالات و پژوهشهای انجامشده در موضوع مورد نظر را مطالعه کند. بسیاری از دانشجویان بدون مرور پیشینه علمی وارد آزمایشگاه میشوند و در نتیجه نمیدانند دقیقا به دنبال چه هستند. حتی دانشجویان مقطع ارشد و دکتری، برای پایاننامه خود بعضا چند مقاله را به شکل کامل مطالعه نمیکنند، چه برسد به مطالعه دهها مقاله مرتبط که برای پیادهسازی یک پایاننامه ضروری است. مرور مقالات باعث میشود دید روشنتری نسبت به مسئله پیدا کنید و ایدههای تکراری یا غیرقابل انجام را کنار بگذارید. اگر خود طراح پروژه هستید که لازم است تا جای ممکن مطالعه کافی را پیش از هرگونه طراحی انجام دهید و اگر قرار است به عنوان یک عضو جدید به پروژه در حال انجام اضافه شوید، ضروری است که مقالات و متون مرتبط با آن پروژه را پیش از شروع کار، مطالعه کنید.
۴) اشتباه در ارتباط گرفتن با استاد یا گروه پژوهشی
گاهی دانشجوها بدون آمادهسازی، به اساتید ایمیل میزنند؛ بدون اینکه بدانند آن استاد در چه زمینهای فعالیت دارد یا چه نوع همکاری ممکن است پیشنهاد کند. صرفا اینکه یک استاد معروف است و همکاری با ایشان جذاب به نظر میرسد، نباید مبنایی برای شروع همکاری باشد. ابتدا در مورد زمینه علمی و کارهایی که یک استاد انجام داده است مطالعه کنید و مطمئن شوید پروژههای انجام شده توسط ایشان مورد علاقه شما نیز هست. همچنین به نوع رفتاری که با همتیمیها و دانشجویان خود دارد نیز توجه کنید. هر همکاری ارزش وقت گذاشتن ندارد. بعد از اطمینان از اینکه همه چیز همانطور است که میخواهید، سعی در ایجاد یک ارتباط حرفهای و آکادمیک نمایید. بهترین شیوه تعامل با یک استاد دانشگاهی از طریق ایمیل است. اگر شماره تماس استاد را پیدا کردید، بدون هماهنگی قبلی نباید تماسی برقرار کنید. همچنین بدون هماهنگی قبلی، بهتر است حضوری نیز به دفتر وی مراجعه ننمایید. در مورد ایمیل نیز نکات مهمی وجود دارد. یک ایمیل خوب باید کوتاه، محترمانه و مشخص باشد: معرفی کوتاه، بیان علاقه به پژوهش در سرطان، و اشاره به موضوع فعالیت استاد. نشان دادن آگاهی از کارهای پژوهشگر همیشه تاثیر مثبتی دارد. رفتار شما و تاثیری که در اولین برخورد میگذارید، یکی از مهمترین عوامل در شکلگیری همکاری علمی است. همچنین اگر به جلسه حضوری دعوت شدید، داشتن یک کاغذ و قلم برای نگارش نکاتی که در جلسه مطرح میشود ضروری است. تماشای استاد و سر تکان دادن خالی، در مورد بعضی افراد میتواند اثر منفی قابل توجهی بگذارد. در کل داشتن یک رفتار حرفهای آکادمیک، موضوعی است که بسیاری از دانشجویان تازه وارد، به آن توجهی ندارند و این موضوع میتواند به شما کمک زیادی کند.
۵) تمرکز بیش از حد بر نتایج و نه بر یادگیری
در پژوهش، نتیجه نهایی همیشه آنطور که انتظار میرود نیست. ممکن است آزمایش شکست بخورد یا دادهها نتیجه معناداری نشان ندهند. اما آنچه اهمیت دارد، تجربه یادگیری و فهم علمی پشت آن است. دانشجویی که صرفا بهدنبال «نتیجه مثبت» است، از فرآیند علمی واقعی فاصله میگیرد. سعی کنید در تجربههای آغازین خود، بیشتر به دنبال تقویت مهارتها و خِرد پژوهشی خود باشید. شکستها بهترین شرایط را برای کسب تجربه و یادگیری فراهم میکنند.
۶) نادیده گرفتن اهمیت مهارتهای نرم و کار تیمی
پژوهش تقریبا همیشه کاری گروهی است. پروژههای مرتبط با سرطان، معمولا توسط تیمی از زیستشناسان، پزشکان، آمارگران و تحلیلگران داده انجام میشود. گاهی دانشجویان فقط بر مهارت فنی تمرکز میکنند و از اهمیت ارتباط موثر و هماهنگی با اعضای تیم، غافل میشوند. در حالی که توانایی همکاری و ارتباط موثر با همتیمیهایتان، نقشی کلیدی در موفقیت پژوهش دارد. اگر در این موضوع کاستیهایی وجود دارد، بهتر است قبل از ورود به تیم، آنها را رفع کنید.
واقعیتهای کمتر گفتهشده درباره پژوهش در سرطان
وقتی درباره پژوهش در سرطان صحبت میشود، معمولا تصویری الهامبخش و قهرمانانه از آن ارائه میشود: دانشمندانی که در آزمایشگاهها به دنبال کشف درمانی بزرگ هستند. کار پژوهشی در سرطان نیز مانند بسیاری از حوزههای علمی دیگر، پیچیدگیها و چالشهایی دارد که کمتر درباره آنها صحبت میشود. شناخت این واقعیتها به دانشجویان کمک میکند با دید واقعبینانهتری وارد این مسیر شوند.
۱) پیشرفتها معمولا بسیار آهسته اتفاق میافتند
در رسانهها گاهی چنین به نظر میرسد که کشفهای علمی ناگهان رخ میدهند. اما در واقعیت، پیشرفت در پژوهش در سرطان اغلب بسیار تدریجی است. یک کشف مهم ممکن است نتیجه سالهاکار پژوهشی، آزمایشهای ناموفق و اصلاح مداوم فرضیهها باشد. بسیاری از پروژهها تنها یک قطعه کوچک به دانش موجود اضافه میکنند، اما همین قطعات کوچک در کنار هم باعث پیشرفت واقعی میشوند.
۲) بخش زیادی از دادههای پژوهشی هرگز منتشر نمیشوند
مجلهها معمولا نتایج «مثبت» یا هیجانانگیز را راحتتر منتشر میکنند. در نتیجه تعداد زیادی از آزمایشهایی که نتیجه خاصی نشان نمیدهند یا فرضیه را تایید نمیکنند، هیچوقت توسط پژوهشگران منتشر نمیشوند. البته که نتایج منفی نیز ارزش بالایی دارند و بهتر است منتشر شوند، اما تمایل اکثر پژوهشگران به انتشار نتایج مثبت است. بنابراین ممکن است ماهها بر روی پروژهای وقت بگذارید و در نهایت به دلیل نتیجه منفی، نتایج آن هیچوقت منتشر نشود و از این موضوع احساس بدی پیدا کنید. اگر چنین شرایطی را تجربه کردید، بدانید که اتفاق عجیبی رخ نداده است و برای باتجربهترین پژوهشگران نیز چنین شرایطی پیش میآيد.
۳) رقابت میان گروههای پژوهشی گاهی بسیار شدید است
در برخی موضوعات داغ علمی، چندین گروه پژوهشی در نقاط مختلف دنیا همزمان روی یک سوال کار میکنند. اگر یک گروه زودتر نتایج خود را منتشر کند، ممکن است گروههای دیگر عملا از رقابت خارج شوند. به همین دلیل گاهی فشار زمانی برای انتشار نتایج وجود دارد. این موضوع در مورد پژوهشهای سرطان با توجه به چالشهای دیرینهای که هنوز حلنشده باقی ماندهاند نیز وجود دارد و رقابت شدیدی در بعضی بخشهای مرتبط با سرطان مانند درمانهای جدید وجود دارد. بنابراین، باید توجه داشته باشید که بودن در چنین پروژهها و تیمهایی، علاوه بر خود پروژه، میتواند با استرسهای جانبی اینچنینی نیز همراه شود.
۴) بسیاری از آزمایشها فقط برای بازتولید نتایج دیگران انجام میشوند
در علم، یک نتیجه فقط زمانی معتبر محسوب میشود که بتوان آن را تکرار کرد. به همین دلیل گاهی پژوهشگران وقت زیادی صرف تکرار آزمایشهایی میکنند که قبلا در مقالات دیگر گزارش شدهاند. این کار ممکن است در ظاهر کمهیجان به نظر برسد، اما برای اعتبار علم بسیار مهم است.
۵) مسیر تبدیل یک کشف به دارو ممکن است بیش از یک دهه طول بکشد
حتی اگر یک مولکول یا درمان امیدوارکننده در آزمایشگاه کشف شود، مسیر تبدیل آن به داروی قابل استفاده برای بیماران بسیار طولانی است. مراحل مختلفی مانند آزمایشهای پیشبالینی، چند مرحله کارآزمایی بالینی و بررسیهای ایمنی باید طی شوند. بنابراین، اگر به بخش درمان سرطان علاقه دارید، باید خود را برای پژوهشهای بسیار طولانی آماده کنید. پژوهشهایی که به دنبال هم لازم است انجام شوند و روند فرسایشی و طولانی را پیشروی شما میگذارند.
آینده شغلی در حوزه پژوهش در سرطان
تا اینجای این راهنما، شاید این سوال ذهن شما را درگیر خود کرده باشد که آینده شغلی یک پژوهشگر سرطان چگونه است؟ اصلا میشود به آن امید داشت؟ برخلاف تصور رایج، فعالیت در پژوهش سرطان فقط به کار در آزمایشگاههای دانشگاهی محدود نیست. این حوزه طیف متنوعی از مسیرهای شغلی را شامل میشود که در دانشگاهها، مراکز درمانی، صنعت داروسازی و حتی شرکتهای فناوری دیده میشوند. لازم به ذکر است که این مشاغل هم به شکل دائمی و هم به شکل پروژهای و مقطعی قابل انجام هستند.
۱) مسیر دانشگاهی و پژوهش آکادمیک
یکی از شناختهشدهترین مسیرها ادامه فعالیت در محیطهای دانشگاهی است. در این مسیر، فرد معمولا پس از دوره کارشناسی وارد مقاطع تحصیلات تکمیلی مانند کارشناسی ارشد یا دکتری میشود و در یک زمینه تخصصی از سرطان پژوهش میکند. پژوهشگران دانشگاهی معمولا در آزمایشگاههای تحقیقاتی فعالیت دارند، پروژههای علمی را هدایت میکنند، دانشجویان را آموزش میدهند و نتایج پژوهشهای خود را در مجلات علمی منتشر میکنند. بسیاری از کشفهای بنیادی درباره زیستشناسی سرطان در همین محیطهای دانشگاهی انجام میشوند.
۲) پژوهش در صنعت داروسازی و زیستفناوری
بخش مهمی از پژوهشهای مرتبط با درمان سرطان در شرکتهای داروسازی و زیستفناوری انجام میشود. این شرکتها با تمرکز بر توسعه داروهای جدید، آنتیبادیها، درمانهای هدفمند و ایمونوتراپیها، فعالیت میکنند. پژوهشگرانی که در این صنعت فعالیت میکنند ممکن است در بخشهای مختلفی مانند کشف دارو، توسعه دارو، آزمایشهای پیشبالینی یا طراحی کارآزماییهای بالینی مشغول شوند. در بسیاری از کشورها این بخش یکی از بزرگترین کارفرمایان پژوهشگران حوزه سرطان است.
۳) پژوهش بالینی و کار در مراکز درمانی
در مراکز درمان سرطان و بیمارستانهای دانشگاهی، گروههای پژوهشی متعددی روی مطالعات بالینی کار میکنند. این مطالعات ممکن است شامل بررسی درمانهای جدید، ارزیابی روشهای تشخیصی یا مطالعه پیامدهای درمان در بیماران باشد. در این محیطها پژوهشگران در کنار پزشکان، پرستاران پژوهشی و متخصصان آمار کار میکنند تا دادههای واقعی بیماران را تحلیل کنند و به بهبود درمانها کمک کنند. البته این مورد در خارج از کشور بیشتر از داخل رایج است و در داخل کشور، بیشتر پژوهشهای بالینی با تمرکز بر تیمهای پزشکی انجام میشود و پژوهشگران علوم زیستی، به شکل فیزیکی در این مراکز حضور ندارند و نهایتا یک همکاری ریموت شکل میگیرد.
۴) تحلیل دادههای زیستی و پژوهش محاسباتی
با گسترش دادههای ژنومی و بالینی، نقش علوم داده در پژوهش سرطان بسیار پررنگتر شده است. پژوهشگرانی که در حوزههایی مانند بیوانفورماتیک، آمار زیستی یا یادگیری ماشین تخصص دارند، میتوانند روی تحلیل دادههای بزرگ مرتبط با سرطان کار کنند. برای مثال تحلیل دادههای توالییابی ژنوم، شناسایی الگوهای مولکولی در تومورها یا توسعه مدلهای پیشبینی پاسخ به درمان از جمله فعالیتهای این حوزه هستند. این نوع فعالیت بیشتر با دریافت پروژه یا اضافه شدن مقطعی به تیمهای پژوهشی انجام میشود و البته میتواند منجر به دریافت یک موقیت شغلی تمام وقت نیز شود.
۵) آموزش و مشاورههای علمی
مسیر شغلی دیگر برای افرادی که در کار پژوهشی در سرطان تجربه دارند، فعالیت در آموزش و مشاورههای علمی است. این افراد ممکن است در آموزش دانشگاهی یا خصوصی، ارائه مشاورههای تخصصی، تولید محتوای علمی، روزنامهنگاری علمی و مواردی از این جنس فعالیت کنند.
جمعبندی
پژوهش در سرطان نیز مانند سایر حوزههای علم، نیازمند صبوری و طی کردن مسیر به شکل گامبهگام تا کسب نتیجه دلخواه است. تا جای ممکن از عجله پرهیز کنید و بیشتر زمان خود را صرف مطالعه، به خصوص مطالعه مقالات جدید نمایید. بهترین عادت که از شما یک پژوهشگر خبره میسازد، مطالعه پیوسته و همیشگی مقالات علمی است. به امید موفقیت شما در پژوهشهای مرتبط با سرطان و درمان این بیماری دیرینه بشریت.


